WinUpGo
جستجو
CASWINO
SKYSLOTS
BRAMA
TETHERPAY
کازینو cryptocurrency به کازینو رمزنگاری Torrent Gear جستجوی تورنت همه منظوره شماست! دنده تورنت

فدور داستایفسکی و «بازیکن» او - درام اتوبیوگرافی

مقدمه: یک رمان نوشته شده در حالت «آخرین شرط»

در پاییز 1866، داستایوفسکی خود را در موقعیت قهرمان رمان آینده خود یافت: مهلت، بدهی ها، وابستگی به رولت و یک قرارداد انتشار خطرناک. برای اینکه حقوق آثار خود را از دست ندهد، در عرض چند هفته «بازیکن» را به آنا اسنیتکینا (به زودی به همسرش) دیکته کرد. بنابراین تجربه خصوصی - سهولت برنده شدن، تحقیر از دست دادن، «آهنربا» رولت - به یک سند هنری اعتیاد و عشق تبدیل شد.


زمینه تاریخی و تشابه اتوبیوگرافی

استراحتگاه های اروپایی: داستایفسکی بیش از یک بار از ویسبادن، بادن-بادن، همبورگ بازدید کرده است - «Roulettenburg» رمان از ویژگی های آنها تشکیل شده است: سالن ها، آیین ها، مستعمره روسیه، تلگراف «از روسیه».

رومی و قرارداد: «بازیکن» درست در کنار مهلت ایجاد شد: اگر نسخه به موقع ظاهر نشده بود، ناشر Stellovsky حقوق همه چیز را قبلا و بیشتر نوشته شده است. این به نثر شخصیت یک مسابقه با زمان، تا کنون شنیده است.

خط عشق: عصب روانشناختی رابطه بین الکسی و پولینا مانند سایه داستان با پولینا سوسلوا - یک تجربه دردناک اعتیاد، حسادت، قدرت و تحقیر است.

هیجان به عنوان یک بیماری: نامه های Dostoevsky پر از "گزارش" از برنده/از دست دادن است، او با دقت توصیف مراسم و باعث می شود: "تقریبا پیروزی"، سوزاندن امید "برای پشت خود،" خود توجیه "دوباره - و این به اندازه کافی است.


داستان کوتاه: روزی که سرنوشت با چرخ می چرخد

راوی الکسی ایوانویچ، معلم خانه در خانواده ژنرال فقیر، عاشق پولینا الکساندرونا است. امید مالی آنها با میراث مادربزرگ همراه است، که ناگهان در کرزال ظاهر می شود و ثروت خود را به رولت کاهش می دهد. به موازات آن، ژنرال آرزوی ازدواج با مادموازل بلانچ را دارد، اما بدون ارث - او هیچ کس نیست. آلکسی، بین عشق، تحقیر، بدهی و «گرما» میز، به یک مارپیچ شرط بندی می رسد، جایی که هر پیروزی باعث می شود شکست اجتناب ناپذیر باشد.

فینال یک تصویر اخلاقی از «پشیمانی» نیست، بلکه حقیقت دوچرخه سواری است: قهرمان خود را آماده می کند تا دوباره «برای آخرین بار» بازی کند.


رولت به عنوان یک ماشین زمان و گناه

داستایوفسکی رولت را نه با استعاره، بلکه با مکانیسم نشان میدهد. «ضرب و شتم» سالن مهم است: فریاد کروپیر، خش خش تراشه ها، اجرای توپ - و دوم نهایی شدن. در داخل - فیزیولوژی بازیکن: دهان خشک، لرزش دست، چشمک می زند از "تقریبا موفقیت است. این یک دکوراسیون نیست، بلکه یک الگوریتم وابستگی است:

1. مومنتوم («امروز - با تمام معنی»)

2. تغییر امید (خرافات، "نشانه"، "وام" فقط در حال حاضر ")

3. اوج (قرمز/سیاه و سفید، «یکی دیگر از نشانه»)

4. عقلانیت (برنده = اثبات «استعداد»، از دست دادن = شکست به طور موقت)

5. فروپاشی یا سرخوشی منجر به یک دایره جدید می شود

این رمان به دقت دروغ اصلی اعتیاد را ثبت می کند: برنده شدن درمان نمی کند - این بیماری را تغذیه می کند.


شخصیت ها به عنوان آرکه تایپ های اعتیاد و قدرت

الکسی ایوانویچ یک بازیکن خودی است. نه یک متقلب یا یک «ریاضیدان»، بلکه فردی که خط بین «من می توانم» و «من باید» ناپدید شده است. زبانش کوتاه است، داغ، «چهار نعل» ؛ اون به بدن و شرط فکر ميکنه.

پولی نا آلکساندرونا قطب قدرت است: جذب میکند و تحقیر میکند ؛ احساساتش الکسی را بیشتر از رولت «کنترل» میکرد. این موسیقی، قاضی و بازیکن را مخلوط می کند.

ژنرال قربانی وضعیت است: هیجان او رولت نیست، بلکه موقعیت سکولار، ارزش عنوان و ازدواج به عنوان «شرط» است.

ماد مو ازل بلانش یک کازینوی اجتماعی حرفهای است: او کنار میز بازی نمیکند، بلکه کنار مردم بازی میکند.

مادربزرگ صدای سرنوشت است: با ورود «دیوانه» خود به سالن، توهمات خانوادگی را افشا می کند - خانه همیشه برنده می شود.


ترکیب و زبان: به عنوان نوشته شده = به عنوان زندگی می کردند

سرعت. فصل کوتاه، «خیابان» نحو، شتاب و ترمز ناگهانی هستند. به نظر می رسد رمان ریتم شرط ها را نفس می کشد.

تمرکز کردن تقریبا همه چیز - از طریق آگاهی از قهرمان: چسبندگی دوربین به پوست اثر حضور و همدستی ایجاد می کند.

بیان شرم. هنگامی که الکسی خود را تحقیر میکند، نفس کشیدن برای نثر سخت میشود ؛ وقتي انتقام ميگيره، شتاب ميگيره. جایی که قهرمان «تقریبا پرتاب کرد»، سکوت به نظر می رسد، برابر با یک سالن خالی پس از بسته شدن.

روانشناسی پول ما در مورد اسکناس ها، بدهی های کوچک، رسید ها، «اشتراک ها» صحبت می کنیم - اقتصاد تحقیر در جزئیات و بدون آرایش بیان شده است.


انگیزه: وظیفه، تحقیر، آزادی

1. بدهی (مالی و اخلاقی) در رمان، او از عشق و مقام جدایی ناپذیر است ؛ بدهی «پول» به بدهی یک عمل تبدیل می شود - و قهرمان در مرز خود می میرد.

2. تحقير کردن. هیجان شتاب دهنده شرم است. داستایفسکی نشان می دهد که چگونه هر «یک بار دیگر» ارزش یک واحد کرامت است.

3. آزادی. پارادوکس: در رولت، الکسی از جامعه «آزاد» است، اما از حرکت آزاد نیست. آزادی به عنوان یک انتخاب «بازی نکردن» مهمترین جایزه دست نیافتنی است.

4. اعصاب ملی در کورزال، اروپا تئاتر قوانین است، روس ها حامل اشتیاق هستند. اما رمان صادقانه اعتراف می کند: نه «ملیت»، بلکه یک فرد بیمار است.


«بازیکن» به عنوان کلید بیوگرافی

این رمان خاطرات نیست، اما صادقانه تر از بسیاری از زندگینامه ها است. شیرین کننده ندارد:
  • تجربه «تقریبا موفقیت» داستایوفسکی در رولت ؛
  • شرم و ترس از بازگشت به خانه با بدهی ؛
  • نیاز به عشق و وابستگی به توجه/قدرت معشوق ؛
  • کار به عنوان نجات: عمل نوشتن خود را تبدیل به یک پادزهر - نه به رولت، بلکه به بی نظمی در مقابل آن.

دیکته معروف به آنا Snitkina نه تنها شاهکار تولید، بلکه به نوبه خود در تاریخ شخصی است: یک فرد به نظر می رسد در کنار قهرمان که به شکل به هرج و مرج می دهد.


چرا «بازیگر» پیر نمیشود ؟

این اولین پروتکل واقع بینانه اعتیاد به قمار در داستان است: بدون اخلاقی، اما با عواقب.

این رمان مکانیسم ها را اصلاح می کند (محرک ها، عقلانیت ها، تقریبا پیروزی) - آنها با ظهور بازی های آنلاین یا با تغییر ارزها تغییر نمی کنند.

متن کوتاه و متراکم است: آسان به عنوان یک مورد بالینی و به عنوان یک داستان عاشقانه بازخوانی می شود.

بازیکن در حال حاضر یک سوال مدرن در مورد آزادی دارد: آیا "ممکن است برنده شود ؟ "و "آیا ممکن است متوقف شود ؟ ».


چگونه امروز بخوانیم: ناوبر کوتاه

به سرعت گوش کن که در آن نثر «نفس» - وجود دارد قهرمان آزاد است ؛ جایی که او گم می شود - او دوباره در حلقه است.

قیمت را علامت بزنید هر شرط بندی نباید تعادل تراشه ها را تغییر دهد، بلکه موقعیت قهرمان در سیستم رابطه.

صحنه ها را با نامه های داستایوفسکی مقایسه کنید (اگر بخوانید): خواهید دید که چگونه «گزارش های» شخصی به یک زبان جهانی پردازش می شوند.

توجه داشته باشید «تقریبا»: در هر «به سختی» شکست آینده پنهان.


چند نکته کلیدی (چرا آنها کار می کنند)

1. ورود مادربزرگ به سالن مراسم «قدرت خانه» با مراسم کازینو برخورد می کند ؛ در عرض ده دقیقه توهمات همه از بین میرود.

2. اولین «پرواز» الکسی یک امتیاز است. در زبان، شیرینی کنترل ؛ در خط بین - ساخت تا عذاب.

3. آخرین «گره» در فقر هیچ اخلاقی بلند نیست. تمایل به تکرار وجود دارد - بدتر از هر مجازات.


نتیجه گیری: یک پرتره از یک مرد در لبه

«بازیکن» یک پرتره از داستایوفسکی در زمانی است که همه چیز در تعادل آویزان است: پول، عشق، حقوق کتاب، اعتماد به نفس. او بهانه نمی آورد و قسم نمی خورد که «دیگر هرگز» - او مکانیسمی را که به دست آورده و قیمت خروج را نشان می دهد. بنابراین، رمان تمثیلی از «کازینوهای بد» نیست، بلکه داستانی صادقانه در مورد آزادی ممکن است، که از جایی شروع میشود که فرد حلقهای را میبیند و آن را با نام صدا میزند.

خواندن «بازیکن» به معنای تماشای چگونگی تولد یک فرم از بدبختی شخصی است که می تواند قهرمان را نجات دهد، اما خواننده: با ارائه زبان برای صحبت با اعتیاد خود - و فرصتی برای ایجاد تنها حرکت برنده: برای ترک سالن.

× جستجو در بازی‌ها
برای شروع جستجو حداقل ۳ کاراکتر وارد کنید.